دوستت دارم...
درباره ی مباحث مرتبط با امام زمان(عج) و ظهور ایشان
ارسال نظر(0)

وقتی حواسم نبود و کمی روسری ام ليزخورده بود و موهام ديده

می شد با لبخند گفت:

«موهات بيرونه ها خانومی!»

درحالی که موهام رو قايم می کردم نگاهی به زن های

اطرافم تو خيابون انداختم.

شرم آور بود.

شوهراشون چه بی خيال.
اونجا بود که فهميدم تو با همه مردها فرق داری؛

دوستت دارم...



نویسنده : mahdidlan
تاریخ : دوشنبه 22 مهر 1392
ساعت : 18:11



مرجع دریافت ابزار و قالب وبلاگ
Design By : Ashoora.ir










پایگاه جامع عاشورا

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
$captcha_html
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا