حسین فاطمه سلام(قسمت اول)
درباره ی مباحث مرتبط با امام زمان(عج) و ظهور ایشان
ارسال نظر(0)

شعری که تا حالا جایی نخوانده اید.بعیده سنگ دلی این شعرو بخونه ولی گریش نگیره.توصیه میکنم بخونید.

 

اون روزي که آتش کينبر در خونتون نشست

برادرت قربوني شد / پهلوي مادرت شکست


حسين فاطمه سلام

حسين مصطفي سلام

حسين مظلوم علی

 شهيد کربلا سلام

اون که مي گفت تو کربلا

 خيمه هاتو آتيش زدند

نگفت کجا به بچه ها

 زخم زبون و نيش زدند

اون که مي گفت يه دختره

 آتيش به دامن روديده

نگفت تو اون صحرا چرا

 راه نجف رو پرسيده

اون که ميگفت زينب تو

 رگِ بريدت رو بوسيد

نگفت ميون نيزه ها

فقط سر تو رو مي ديد

اون که مي گفت دينمونه

گوش يکي خون مي چکيد

نگفت کجا سيلي زدو

گوشوارشو گرفت کشيد

اون که مي گفت انگشت تو

از بدنت جدا شده

نگفت که انگشترتو

غنيمت کيا شده

اون که مي گفت يه زنجيري

به گردن علي ديده

نگفت کجا با خطبه هاش

بساط ظلم و کوبيده

اون که مي گفت  بچه هاتو

با تازيانه مي زدند

نگفت دليلشون چي بود

با چه بهونه مي زدند

 

مي خوام بگم که ماجرا

ازاونجايي آب مي خوره

که ظالم اولي گفت

علي بايد کنار بره

اون روزي که حسين من

مادرتو کتک زدند

کينه خيبري رو با

قباله فدک زدند

اون روزي که آتش کين

بر در خونتون نشست

برادرت قربوني شد

پهلوي مادرت شکست

اون روزي که دست علي

بسته بود و تو کوچه ها

فاطمه شو کتک زدند

جلوي چشم بچه ها

اون روزي که خونتونو

به شعله ها در کشيدند

تخم نفاق و کينه رو

ميون امت پاشيدند

مي خوام بگم بعد تو باز

خيل خوارج اومدند

اونايي که مادرتو

زدند دوباره اومدند

دلم میگه راضی.............


نویسنده : reza
تاریخ : دوشنبه 18 دی 1391
ساعت : 21:40



مرجع دریافت ابزار و قالب وبلاگ
Design By : Ashoora.ir










پایگاه جامع عاشورا

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران